
-الهى در شگفتم از آنکه کوه را مىشکافد تا به معدن جواهر دستيابد ولي خويش را نمي کاود تا به مخزن حقائق برسد . - حمد مي گوييم خداي مهربان / خالق و سازنده اين مکان/آفريده اين زمين و آسمان / کائنات و جمله موجود آن.
-خوشا آن بنده با عهد و پيوند / که دارد بازگشتي با خداوند/به کام خويش اگر چندي رود راه / چو باز آيد نياز آرد به درگاه .
-الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .
-الهى خودت آگاهى که درياى دلم را جزر و مد است يا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم کن .
- به نام خداوند جان بازه ها / جميع المعارف خداوند ماه/به نام خداوند احساس و جان / به نام خداوند زيباي زيباترين .
-خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد .
-برايت دعا مي کنم که اي کاش خدا از تو بگيرد هر آنچه را که خدا را از تو مي گيرد.(دکتر شريعتي)
-خدايا ديده اي بينا به من ده/ دلي پر شور و بي پروا به من ده/دستم از هر چيز خاليست/ دلي سرشار چون دريا به من ده.
- در دستور زبان عرفان، فعل اينگونه صرف مي شود: من نيستم، تو نيستي، او هست.
نظرات شما عزیزان: